مهندسی مجدد فرایندها


مهندسی مجدد فرایندها یکی از رویکردهای بهبود یا شکوفایی سازمانی است که از دهه ۱۹۸۰ میلادی وارد ادبیات مدیریتی شد. این رویکرد از سال ۱۳۷۴ و با ترجمه کتاب "طرح ریزی دوباره شرکت ها" در ایران رواج یافت. این رویکرد تکنیکی - مدیریتی برای بهبود است و توجه اصلی خود را به فرایند معطوف می سازد. مهندسی مجدد فرآیندهای سازمانی روندی است که در آن وظیفه‌های فعلی سازمان جای خود را با فرایندهای اصلی کسب‌وکار عوض کرده و بنابراین، سازمان از حالت وظیفه‌گرایی به سوی فرایند‌محوری حرکت می‌کند. همین امر موجب سرعت بخشیدن به روند کسب‌وکار و کاهش هزینه‌ها و درنتیجه رقابتی‌تر شدن سازمان می‌گردد.

در گذشته ، هنگامی كه محیط نسبتا باثبات بود بیشتر سازمان ها برای بهره‌برداری از فرصت های پیش‌آمده به تغییرات تدریجی و اندك اكتفا می‌كردند ؛ اما با گذشت زمان ، در سراسر دنیا سازمان ها دریافته‌اند كه تنها تغییرات تدریجی راه گشای مشكلات كنونی آنان نیست و گاهی برای بقای سازمان لازم است تغییراتی به صورتی اساسی و زیربنایی در سازمان ایجاد شود .

شركت مشاوره بين المللي پروسسي ، مهندسي مجدد را چنين تعريف مي كند:

"مهندسي مجدد فرايند عبارت است از طراحي دوباره فرايندهاي كسب و كار، سيستم هاي مرتبط با آنها و ساختارهاي سازماني به منظور دستيابي به بهبود چشمگير در عملكرد سازمان.

عملكرد مالي ضعيف، رقابت خارجي، چابک سازی سازمان و کاهش اتلاف هزینه ها ، كاهش سهم بازار و يا ايجاد فرصت هاي جديد در بازار ممكن است از دلايل تصميم سازمان در به كارگيري اين رويكرد باشند".

اگر تنها یك‌سرانجام‌ غیرقابل‌‌قبول‌ وجود داشته‌ باشد آن‌ است‌ كه‌ همه‌ شركتها و سازمانها و از جمله‌ دولتها امروزه‌ ناچارند كه‌ خود را از نو تعریف‌ كنند . نیروهای‌زیربنایی‌ نقش‌آفرین‌ كنونی‌ روشن‌تر از آن‌ هستند كه‌ دست‌ از آینده‌ بردارند .سازمانهای‌ نواندیش ، شركت هایی‌ خواهند بود كه‌ به‌طور مشخص‌ برای‌ بهره‌برداری‌ درجهان‌ امروز و فردا طراحی‌ می‌شوند و نهادهایی‌ نیستند كه‌ از یك‌ دوران‌ اولیه‌ وباشكوه‌ كه‌ ربطی‌ به‌ امروز ندارند انتقال‌ یابند .

اين واقعيت كه فرايندها در موفقيت آينده سازمان نقش بسزايي دارند پديده اي جالب است. تجزيه و تحليل و بهبود فرايند سازماني به طور قطع يک ايده انقلابي و تازه نيست. در واقع بسياري از ابزارها و فنون (براي نمونه: نمودار ها وجدول هاي كنترل) مورد استفاده براي بهبود فرايندهاي سازماني مدت هاي زيادي وجود داشته اند، به چه علت بر قوي تر و مؤثرتر شدن اين فرايندها امروزه تأكيد بيشتري مي شود؟ دليل آن، تركيب عواملي است كه دنياي تجارت را طي سال هاي متمادي(1990-2010) تحت تأثير و فشار قرار داده اند)اسمیت).

اکثر سازمان ها و شركت هاي موجود در ايران بر اساس اصل تقسيم كار آدام اسميت سازمان يافته اند و به رغم وجود تغييرات فراوان در تقاضاي مشتريان و رقبايشان باز هم با همان روش ها و فرايندهاي ناكارا انجام وظيفه مي كنند. هنوز هم در سازمان هاي كشور ما، دفاتر ثبت و تجزيه كار به اجزاي كوچک تر، همانند گذشته وجود دارد (سوري،  218 :1381). نظام اداري ایران در بخش دولتی متأثر از نظام و ساختار وظيفه گراي اداري كشور مملو از كنترل هاي بي جا، وقفه هاي ممتد و دست به دست شدن هاي زايد و طولاني امور، عدم پاسخگويي و برخورد ارباب منشانه با مشتريان و در نهايت نارضايتي آنهاست. استفاده از رايانه ها هرچند قدري سرعت انجام دادن كارها را افزوده است اما رويه قبلي اجراي همان كارها را دنبال و خودكار كرده است.

مهندسی مجدد فرایندها ، به طور الزام به معناي كوچک سازي، تجديدساختار، سازمان دهي مجدد، خودكارشدن، فناوري جديد و غيره نيست. در مهندسي مجدد فرايندها، كنترل و تغيير پنج عنصر هر سازمان به شرح زير در دستور كار قرار دارد:

  1. راهبردها
  2. فرايندها
  3. فناوري
  4. سازمان
  5. فرهنگ

مهندسی مجدد یک فلسفه بهبود است که هدفش دستیابی به بهبودهای مرحله‌ای در عملکرد به وسیله طراحی مجدد فرایندهاست و در این طراحی مجدد، سازمان می‌کوشد فعالیت های ارزش‌افزا را به حداکثر و دیگر فعالیت ها را به حداقل برساند. این رهیافت می تواند در سطح یک فرایند منفرد و یا در کل سازمان به کار گرفته شود.

مهندسی مجدد در پی اصلاحات جزیی و وصله‌كاری وضعیت موجود و یا دگرگونی های گسترشی كه ساختار و معماری اصلی سازمان را دست‌نخورده باقی می‌گذارد ، نخواهد بود . مهندسی مجدد به معنای ترك كردن روش های دیرپا و كهنه و دستیابی به روش های تازه‌ای است كه برای تولید كالاها و خدمات شركت و انتقال ارزش به مشتری لازم هستند . شركت ها باید از خود بپرسند اگر با آگاهی های گسترده امروزی و در اختیار داشتن فناوری های نوین می خواستیم شركتی برپا كنیم ، آنرا چگونه می‌ساختیم .

مهندسی مجدد را با نام های متفاوتی می‌توان شناخت ، نام هایی از قبیل طراحی مجدد فرایندهای اصلی (كالپان و مورداك) ، نوآوری فرایندی (داونپورت) ، طراحی مجدد فرایندهای كسب‌وكار (داونپورت و شورلت ، ابلنسكی) ، مهندسی مجدد سازمان (لوونتال ، هامر و چمپی) ، طراحی مجدد ریشه‌ای (جوهاتسون) و معماری مجدد سازمان (تالوار) همگی از نام هایی هستند كه مقوله مهندسی مجدد را معرفی كرده‌اند .

 

 

  • ارائه يك متدولوژي جديد براي اجرای پروژه مهندسی مجدد در سازمان
  • كمك به ارتقاي سطح مدیریت و توانمندی مدیران
  • بهبود عملكرد سازمان با استفاده از رهيافت BPR و دستيابي به جايگاه شايسـته در سطح شرکت های رقیب
  • شناسايي، اولويت بندي و ارضاي نياز هاي ذينفعان  به کمک رویکرد مهندسی مجدد فرایندها.
  • افزایش سود آوری ؛ در نتیجه کاهش هزینه‌‌ها، افزایش کارایی منابع سازمان، بهبود روش ها و فرایندهای انجام کار و حذف خواب سرمایه.
  • افزایش رضایت شغلی کارکنان : به واسطه کارتیمی ، دادن اختیارات بیشتر به کارکنان و غنی شدن شغل، حذف موانع وظیفه‌ای و حذف کنترل های غیر ضروری.
  • بهبود عملکرد مدیران:  با واگذاری مسئولیت انجام وظایف عملیاتی به سطوح پائین تر، فرصت بیشتری برای پرداختن به مسائل استراتژیک سازمان برای مدیران حاصل می شود، دستیابی دقیق و سریع به اطلاعات برایشان امکان پذیر می گردد، و سازمان از منظر سطوح، مسطح می شود.

لطفاً جهت دریافت شرح خدمات و برنامه اجرایی شرکت یسنا پارس جهت مهندسی مجدد فرایندها در سازمان شما، پرسشنامه ذیل را تکمیل و از طریق ایمیلinfo@yesnapars.com یا نمابر 36088832-051 ارسال نمایید.
 

دانلود فایل پرسشنامه درخواست مهندسی مجدد فرایندها (BPR)

Join our periodical literature


پیغام شما با موفقیت ارسال شد

لطفا ایمیل را وارد کنید