جستجو
  • فروشگاه
  • تماس‌با‌ما
  • دمومحصولات
  • سوالات‌متداول
× Send

پنچ گام اساسی برای تبدیل شدن به یک سازمان استراتژی محور

برای سالیان متمادی، تدوین یک استراتژی "برنده" کلید موفقیت سازمانها در دنیای پر رمز و راز رقابت محسوب می‌شد. تاکید بر استراتژی و چشم انداز موجب شکل گیری این عقیده غلط شده بود که" همه آنچه که برای موفقیت لازم است یک استراتژی صحیح است" اما در تحقیقی که در سال 1982 انجام شد و نتایج آن در مجله Fortuneمنتشر گردید، مشخص شد که فقط 10 درصد از استراتژی‌هایی که به خوبی فرموله شده بودند، در عمل با موفقیت پیاده می‌شدند. در واقع می‌توان گفت مساله مهم‌تر در فرآیند مدیریت استراتژیک، موضوع پیاده سازی (اجرای) استراتژی است. در سال 1999 مجله  Fortune طی مقاله‌ای ادعا کرد که 70 درصد دلیل شکست مدیران ارشد اجرایی در آمریکا، نه به خاطر ضعف آنها در فرموله کردن استراتژی بلکه به دلیل عدم توفیق آنها در پیاده سازی استراتژی‌هایشان بوده است. بر خلاف آماری که در بالا به آنها اشاره شد، تعداد زیادی از کاربران اولیه BSC، توانستند استراتژی‌های خود را به شکل موثری اجرا نمایند و طی زمان یک تا دو ساله به نتایج مثبتی در این زمینه دست پیدا کنند. در واقع، سازمانهای موفق از  BSCبرای ایجاد سازمان استراتژی محور استفاده می‌کردند.
پنچ گام اساسی برای تبدیل شدن به یک سازمان استراتژی محور

آنچه در این مقاله میخوانید :

برای سالیان متمادی، تدوین یک استراتژی “برنده” کلید موفقیت سازمانها در دنیای پر رمز و راز رقابت محسوب می‌شد. تاکید بر استراتژی و چشم انداز موجب شکل گیری این عقیده غلط شده بود که” همه آنچه که برای موفقیت لازم است یک استراتژی صحیح است” اما در تحقیقی که در سال 1982 انجام شد و نتایج آن در مجله Fortuneمنتشر گردید، مشخص شد که فقط 10 درصد از استراتژی‌هایی که به خوبی فرموله شده بودند، در عمل با موفقیت پیاده می‌شدند. در واقع می‌توان گفت مساله مهم‌تر در فرآیند مدیریت استراتژیک، موضوع پیاده سازی (اجرای) استراتژی است. در سال 1999 مجله  Fortune طی مقاله‌ای ادعا کرد که 70 درصد دلیل شکست مدیران ارشد اجرایی در آمریکا، نه به خاطر ضعف آنها در فرموله کردن استراتژی بلکه به دلیل عدم توفیق آنها در پیاده سازی استراتژی‌هایشان بوده است. بر خلاف آماری که در بالا به آنها اشاره شد، تعداد زیادی از کاربران اولیه BSC، توانستند استراتژی‌های خود را به شکل موثری اجرا نمایند و طی زمان یک تا دو ساله به نتایج مثبتی در این زمینه دست پیدا کنند. در واقع، سازمانهای موفق از  BSCبرای ایجاد سازمان استراتژی محور استفاده می‌کردند.

مطالعه بیشتر: بررسی مهمترین شاخص‌های استراتژیک

وقتی از مدیران سازمانهای موفق درخصوص چگونگی دستیابی سازمانهایشان به موفقیت سئوال می‌شد، آنها دو واژه را به دفعات استفاده می‌کردند: همسویی و تمرکز. در واقع، BSC این سازمانهای موفق را قادر می‌ساخت تا تیم مدیریت، واحدهای کسب و کار، منابع انسانی، فناوری اطلاعات و منابع مالی خود را در جهت استراتژی سازمان خود همسو و متمرکز کنند. این سازمانها برای نیل به تمرکز و همسویی استراتژیک از یک الگوی مشخص و یکسان استفاده می‌کردند که تحت عنوان اصول پنج گانه سازمان استراتژی محور شناخته می‌شوند.

 سازمان استراتژی محور چیست؟

استراتژی سازمانی در عمل

استراتژی سازمانی یک برنامه بلند مدت است که نحوه برنامه ریزی یک شرکت برای استفاده از منابع خود را برای حمایت از فعالیت‌های تجاری تخصیص می‌دهد که به عنوان راهنمایی برای چگونگی دستیابی یک شرکت به اهداف خود عمل می‌کند. شرکت‌ها از این استراتژی‌ها برای کمک به اهداف خود و توسعه برنامه‌های استراتژیک استفاده می‌کنند. استراتژی‌های سازمانی اغلب شامل ارزیابی‌های دقیقی است که نشان می‌دهد شرکت باید چه کارهایی را انجام دهد.

مطالعه بیشتر: مدیریت استراتژیک به چه معناست؟

 استراتژی‌های سازمانی بر اساس عملکرد کسب و کار

چرا سازمان‌ها در اجرای استراتژی مشکل دارند

استراتژی فراگیر شما هر چه باشد، همه کارکردهایی که کسب و کار شما انجام می‌دهد باید به اهداف آن کمک کند. این بدان معناست که سازمان شما چندین استراتژی عملکردی خواهد داشت که همگی به یک نتیجه تعریف شده کمک می‌کنند. این موارد عبارتند از:

  • استراتژی‌های مالی
  • استراتژی‌های بازاریابی
  • استراتژی‌های فروش
  • استراتژی‌های تولید یا ارائه خدمات
  • استراتژی‌های تحقیق و توسعه
  • استراتژی‌های خرید
  • استراتژی‌های مدیریت منابع انسانی

برای مثال، استراتژی‌های بازاریابی شما به قیمت، توزیع، محصول، بسته‌بندی و تبلیغات می‌پردازد. ممکن است برای هر کدام یک استراتژی خاص وجود داشته باشد.

مدیریت منابع انسانی مجموعه‌ای از استراتژی‌ها نیز خواهد داشت. این‌ها می‌تواند شامل استخدام، تعدیل نیرو، استراتژی پاداش یا استراتژی آموزشی باشد و هر یک از این‌ها توسط استراتژی اصلی سازمانی که شما انتخاب کرده‌اید هدایت می‌شود.

 استراتژی سازمانی در عمل

در عمل، استراتژی سازمانی با تصویر بزرگی که می‌خواهید به دست آورید آغاز می‌شود و سپس آن را به مجموعه‌های مختلفی از فعالیت‌ها تقسیم می‌کند. همه این‌ها سهمی دارند، بنابراین همه آن‌ها بخشی از استراتژی سازمانی هستند.

هنگامی که استراتژی خود را مشخص کردید و برای تحقق اهداف خود چه کاری باید انجام دهید، باید پیگیری کنید. هر کار باید با برنامه هماهنگ باشد و اگر نتواند، خود طرح ممکن است نیاز به بازبینی داشته باشد.

مطالعه بیشتر: راهنمای جامع تدوین برنامه استراتژیک

 چرا کسب و کار شما به یک استراتژی سازمانی نیاز دارد؟

چرا کسب و کار شما به یک استراتژی سازمانی نیاز دارد؟

استفاده از یک استراتژی سازمانی می‌تواند به کسب و کار شما کمک کند تا در اقدامات خود راهنمایی و ثبات داشته باشد. این به تیم شما اجازه می‌دهد تا اقدامات خود را برای رسیدن به یک هدف مشترک اولویت بندی کند. هنگامی که همه درک یکسانی داشته باشند، یکپارچگی متقابل عملکردی می‌تواند با شفافیت و جریان آزادانه اطلاعات بین بخش‌ها رخ دهد. استراتژی‌های سازمانی همچنین به کسب‌وکارها کمک می‌کنند تا فرآیند تصمیم‌گیری خود را با شفاف‌سازی بهترین راه‌ها برای رسیدن به اهدافشان ساده‌تر کنند.

 اصول پنج گانه سازمان استراتژی محور

1- استراتژی را به اصطلاحات عملیاتی ترجمه کنید:

 کارت امتیازی متوازن دستورالعملی فراهم می‌کند که مواد و عناصر موجود در سازمان جهت ایجاد ارزش درازمدت با یکدیگر ترکیب شوند. این روش، چارچوبی جهت تشریح و انتقال استراتژی به صورتی مداوم و آگاهانه فراهم می‌کند. اگر ما نتوانیم استراتژی را تشریح کنیم، نمی‌توانیم اجرای آن را انتظار داشته باشیم. سازمانها با ترجمه استراتژی خود به ساختار منطقی یک نقشه استراتژی، ضمن پر کردن شکاف میان فرموله کردن و اجرای استراتژی، نشان می‌دهند که چگونه دارایی‌های نامشودشان به نتایج ملموس(مالی)تبدیل می‌شود.

2- سازمان را در جهت استراتژی همسو کنید:

 برای اینکه عملکرد سازمان بهینه‌تر از حاصل جمع عملکرد بخش‌های مختلف آن باشد، استراتژی‌های فردی باید با یکدیگر ترکیب و ادغام شوند.  از سوی دیگر، از آنجا که سازمانهای سنتی حول محور تخصص‌های وظیفه‌ای طراحی شده اند، هر کدام از این واحدها مانعی بر سر راه اجرای استراتژی محسوب می‌شوند و سازمانها را با مشکل هماهنگی و ارتباطات میان واحدها مواجه می‌کنند. سازمانهای استراتژی محور این سد و مانع را در هم می‌شکنند. مدیران این سازمانها ساختار گزارشگری رسمی را با مضامین و اولویتهای استراتژی جایگزین می‌کنند، مضامینی که پیام‌ها و اولویت‌های هماهنگ را در سرتاسر واحدهای سازمانی منتشر می‌سازند.

3- استراتژی را کار به کار هر روز تمامی افراد تبدیل کنید:

 مدیران عامل سازمانهای موفق نمی‌توانند به تنهایی استراتژی‌های جدید را پیاده کنند بلکه به مشارکت فعال کلیه کارکنان خود نیاز دارند. سازمان استراتژی محور نیازمند آن است که تمامی کارکنانش استراتژی را بفهمند و کار روزمره خود را به نحوی انجام دهند که به موفقیت آن استراتژی کمک کند. این موضوع یک دستور از بالا به پایین نیست، بلکه یک مراوده از بالا به پایین است. به جای جاری ساختن اهداف از طریق سلسله مراتب دستوری، در کل مجموعه استراتژی یکجا و از بالا به پایین منتقل می‌شود. افراد و واحدهای سازمان در سطوح پایین می‌توانند اهداف خود را در پرتو اصول وسیع‌تری تدوین کنند. سرانجام اینکه سازمانهای موفق، سیستم پاداش و جبران خدمت خود را به کارت امتیازی متوازن متصل می‌کنند. مدیران این سازمانها، سیستم پاداش مبتنی بر عملکرد گروهی را برسیستمهای مبتنی بر کار فردی ترجیح داده و معیارهای ارزیابی واحدهای کسب و کار و بخشهای مختلف سازمان را ملاک پرداخت پاداش قرار می‌دهند.

4- استراتژی را به یک فرآیند مستمر تبدیل کنید:

تحقیقات نشان می‌دهد که 85 درصد تیم‌های مدیریت، کمتر از یکساعت در ماه را به بحث پیرامون استراتژی اختصاص می‌دهند و بنابراین جای تعجب ندارد اگر اجرای استراتژی‌ها با شکست مواجه شود. سازمان استراتژی محور برای مدیریت بر استراتژی، از فرآیندی به نام فرآیند دوحلقه‌ای استفاده می‌کنند. فرآیندی که مدیریت تاکتیک‌ها و مدیریت استراتژی را به یکدیگر پیوند می‌زند تا فرآیندی یکپارچه به وجود آورد. در راستای این اقدامات؛ 1- استراتژی با فرآیند بودجه بندی مرتبط می‌شود؛ 2- جلسات مدیریتی خاصی به صورت منظم (ماهانه، دو هفتگی و..) با نام جلسات مدیریت ساده به منظور بررسی استراتژی تشکیل می‌شود تا طیف وسیعی از مدیران بتوانند در مورد استراتژی صحبت کنند؛3- فرآیندی برای یادگیری و سازگاری استراتژی به وجود می‌آید.در واقع به محض اجرای کارت امتیازی متوازن، سیستمهای بازخورد، گزارش‌های پیشرفت را ارائه می‌کنند و سازمانها می‌توانند فرضیه‌های استراتژیک را مورد آزمایش قرار بدهند.

5- تحول را از طریق رهبری مدیریت ارشد به حرکت در آورید:

برای ایجاد یک سازمان استراتژی محور به چیزی بیش از ابزارها و فرآیندها نیاز است. تجربه نشان داده است که مهمترین شرط موفقیت، تعلق و مشارکت فعال تیم مدیریت ارشد است. از آنجا که کارت امتیازی متوازن نه یک پروژه ارزیابی، بلکه یک پروژه تحول محسوب می‌شود، لذا اگر آنهایی که در راس سازمان هستند، رهبرانی غیر فعال برای این فرآیند باشند، تحول رخ نخواهد داد، استراتژی پیاده نخواهد شد و فرصت برای عملکرد موفقیت آمیز از بین خواهد رفت. به اعتقاد John Kotter ، برای ایجاد تحول دگرگون ساز، رهبران بایستی سه اقدام را انجام دهند:

  1. ایجاد یک احساس ضرورت و نیاز شدید
  2.  ایجاد یک ائتلاف هدایت شده
  3.  تدوین یک چشم انداز و استراتژی.

 چرا سازمان‌ها در اجرای استراتژی مشکل دارند

چرا سازمان‌ها در اجرای استراتژی مشکل دارند

مایکل پورتر، کارشناس استراتژی، پایه و اساس استراتژی را به عنوان «فعالیت‌هایی» توصیف می‌کند که در آن یک سازمان برتری را انتخاب می‌کند. اگر اساس استراتژی، همانطور که پورتر می‌گوید، «انتخاب و اجرای صدها فعالیت» باشد، نمی‌توان استراتژی را به چند نفر در رأس یک سازمان محدود کرد. استراتژی باید توسط همه درک و اجرا شود. سازمان باید حول استراتژی خود همسو باشد و سیستم‌های مدیریت عملکرد به ایجاد این همسویی کمک می‌کنند. اکثر سیستم‌های مدیریت عملکرد بر اساس بودجه سالانه و برنامه عملیاتی طراحی شده‌اند. آن‌ها رفتارهای کوتاه مدت، افزایشی و تاکتیکی را ترویج می‌کنند. در حالی که این بخش ضروری مدیریت است و کافی نیست. شما نمی‌توانید استراتژی را با سیستمی که برای تاکتیک طراحی شده است مدیریت کنید. اعتقاد ما این است که این نیاز، نیاز به مدیریت استراتژیک سازمانی است که منجر به پذیرش گسترده کارت امتیازی متوازن شده است.

مقالات پیشنهادی برای مطالعه بیشتر

در چشم‌انداز کسب و کار پویای امروز، اجرای موفق استراتژی سازمانی برای رشد و پایداری بلندمدت بسیار حیاتی است. برای هدایت پیچیدگی‌های بازار مدرن، سازمان‌ها به ابزارها و روش‌های موثری نیاز دارند که بتوانند نه تنها در تدوین استراتژی‌ها بلکه در اجرا و مدیریت آن‌ها به صورت کارآمد کمک کنند.
مدیریت استراتژیک یکی از مفاهیم کلیدی در مدیریت سازمانی است که در دنیای مدرن اهمیت بیشتری پیدا کرده است. با توجه به رقابت فراوان در بازارهای جهانی و تغییرات پیوسته در فناوری، اقتصاد و سیاست، سازمان‌ها نیاز دارند تا استراتژی‌های جدید و نوآورانه را برای رشد و توسعه خود اتخاذ کنند.
مشاوره مدیریت استراتژیک درباره تصمیماتی که از سطح بالایی برخوردارند جهت تعیین و برنامه ریزی استراتژی سازمان با کمک دانش عمیق، به‌ صورت کاملاً بی‌طرفانه، به منظور ارائه بهترین نتایج مشاوره می‌دهد. به عنوان مثال اگر یک سازمان بخواهد در هزینه ‌های خود صرفه ‌جویی کند برای این کار اقدام به تعطیل کردن بخشی از کارخانه یا یکی از فروشگاه‌ها می‌کند. مشاوره مدیریت استراتژیک بیان می‌کند که آیا این عمل ارزشمند است و یا خیر و استراتژی‌های لازم برای بهبود شرایط را ارائه می‌دهد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از آخرین اخبار و اطلاعات یسناپارس مطلع شوید!

پیمایش به بالا
به بالای صفحه بردن