امروز پنج شنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۱
تلفن : 38800803 - 051 (10 خط ویژه)

معرفی

در یک تعریف خلاصه از مفهوم مدیریت استراتژیک می‌توان گفت: بررسی محیطی (محیط خارجی و محیط داخلی)، تدوین برنامه استراتژیک، اجرای استراتژی، ارزیابی و کنترل آن‌ها می‌باشد. به این نکته توجه داشته باشید که موضوع مورد اشارۀ ما، "برنامه‌ریزی استراتژیک" نمی‌باشد. ما از "مدیریت استراتژیک " صحبت به عمل می‌آوریم. مدیریت استراتژیک مفهوم گسترده‌تر و جامع‌تر از برنامه‌ استراتژیک دارد. ممکن است به برنامه‌ریزی استراتژیک ایراداتی وارد شود و احساس نیاز به آن نشود اما بعید است کسی را بیابید که به مدیریت استراتژیک اعتقاد نداشته نباشد و ادعا کند که به آن نیاز ندارد.

به احتمال زیاد، شما به عنوان مدیر سازمان در اینکه شرایط بیرونی سازمانی‌تان دائما دستخوش تغییر می‌باشد دچار چالش‌هایی برای ادامه روند مثبت سازمان و آشفتگی در اجرای برنامه‌استراتژیک سازمان تان شده‌اید. لذا توصیه می‌شود جهت رفع این چالش از مدیریت استراتژیک به صورت اصولی بهره ببرید. دقیقاً نکته حائز اهمیت اینجاست که آیا شما نظام مدیریت استراتژیک را در سطح سازمان به طور کامل اجرا گردید؟ برای پاسخ به این سوال می‌بایست بررسی کنید آیا پاسخ به سؤالات ذیل مثبت است و در صورت پاسخ مثبت آیا به صورت اصولی در سازمان اجرا شده است:

  • آیا شما عوامل خارجی (محیطی) مؤثر بر عملکرد سازمان را شناسائی و ارزیابی کرده‌اید؟
  • آیا شما عوامل داخلی مؤثر بر عملکرد سازمان را شناسائی و ارزیابی کرده‌‌اید؟
  • آیا عوامل مؤثر خارجی و داخلی جهت تعیین فهرست فرصت‌ها و تهدیدهای محیطی و نقاط ضعف و قوت داخلی (SWOT) و استخراج استراتژی‌ها، تحلیل شده است؟
  • آیا ارزیابی موقعیت سازمان در محیط و تعیین نوع کلی استراتژی مناسب به درستی انجام شده است؟
  • آیا تعیین اولویت اجرایی (جذابیت نسبی) استراتژی‌های تدوین ‌شده انجام می‌پذیرد؟
  • آیا برنامه‌ها و پروژه‌های سازمانی‌تان با اهداف و استراتژی‌ها ارتباط داده شده است؟
  • آیا شرح وظایف و مأموریت‌های محوله به مدیران و کارکنان‌تان با استراتژی‌ها و اهداف سازمان همسو شده است؟
  • آیا تحقق اهداف بوسیله پایش و نظارت برنامه‌ها و پروژه‌های مرتبط می‌تواند لحظه‌ای پایش و کنترل گردد؟

حال شما با پاسخ به سوالات فوق می‌توانید وضعیت سازمان خود را نسبت به اجرای اصولی نظام مدیریت استراتژیک و یا میزان نیاز به آن را تخمین بزنید.

مطالعه بیشتر: ضرورت استقرار نظام ارزیابی عملکرد کارکنان

چرا برنامه‌های استراتژیک شکست می‌خورند؟

برنامه استراتژیک

 دلایل زیادی وجود دارد که باعث می‌شود برنامه‌های استراتژیک توسط سازمان‌ها محقق نشود. در اینجا به چهار مورد از آن‌ها اشاره شده است:

1- ناکامی در ارزیابی جهت استراتژیک فعلی قبل از شروع یک برنامه استراتژیک

برای هر سازمان مدیریت یک استراتژی رسمی، یکپارچه و به طور موثر اجرا شده یک کار بزرگ است. انجام این کار بدون اقدامات مقدماتی لازم، به احتمال زیاد منجر به هدر رفتن زمان، انرژی، تلاش‌های نادرست خواهد شد و حتی می‌تواند منجر به شکست برنامه شود. مهم‌تر از آن، مدیریت در تلاش برای ایجاد یک جهت استراتژیک بدون در نظر گرفتن آرزوها و برنامه‌های فعلی خود در مضیقه خواهد بود.

قبل از انجام هر گونه تلاش برای توسعه، بهبود، و/یا مدیریت استراتژی، باید درک مشترکی از دامنه و عمق تلاش برای تغییر انجام شود. اینکار به نوبه خود، باید بر اساس یک ارزیابی مبتنی بر واقعیت از جهت استراتژیک و قابلیت‌های مدیریت استراتژیک در حال حاضر باشد. ارزیابی اولیه، تا حد زیادی، مبنای ایجاد تغییرات را تعیین خواهد کرد، که این ارزیابی یک ممیزی کامل نخواهد بود.

شروع یک فرآیند برنامه ریزی با ایجاد این درک مشترک راهنمای کلیدی است و این مرحله اغلب در فرآیند استراتژیک نادیده گرفته شده است.

مطالعه بیشتر: بررسی مهمترین شاخص‌های استراتژیک

2- عدم مطالعه برگه‌های تیم و ایجاد تغییرات لازم

عدم مطالعه برگه‌های تیم و ایجاد تغییرات لازم یکی دیگر از دلایل شکست برنامه استرتژیک سازمان‌ها می‌باشد. برای تعریف استراتژی و تصویب بودجه‌های عملیاتی سالانه، قضاوت‌ها و تصمیم گیری‌ها با استفاده از درک نادرست از محیط استراتژیک و توانایی آن برای تأثیرگذاری بر آینده انجام می‌شود. اغلب رهبران سازمانی بدون ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی مشترک که بر اساس آن می‌توان تصمیمات استراتژیک درستی گرفت، وارد فرآیند تنظیم استراتژی می‌شوند.

3- عملکرد نامطلوب در تفکر استراتژیک "تیم محور". 

تفکر استراتژیک

تبدیل شدن به یک تیم رهبری با عملکرد بالا که بتواند یک استراتژی را اجرا کند، کار آسانی نیست. از دیگر دلایل شکست در برنامه استراتژیک سازمان ها، عملکرد نامطلوب در تفکر استراتژیک "تیم محور" می‌باشد. تیم‌های رهبری در شناسایی و ایجاد استراتژی‌های رقابتی مؤثر و پایدار با ترکیب تفکر منضبط دقیق با پرسش‌های باز، بحث‌های تیمی، بازخورد منظم و تعامل مؤثر می‌شوند. برخلاف رویکرد مبتنی بر تیم، استراتژی‌هایی که فقط بر ادراکات «رهبر دانا» استوار است، توسعه رویکردهای اختیاری را برای حرکت رو به جلو و مهم‌تر از آن فرصت ایجاد یک تیم رهبری استراتژیک چند سطحی را به شدت محدود می‌کند. تدوین استراتژی و صرفاً واگذاری سطوح پایین‌تر رهبری به اجرای آن، دیگر برای رهبری عالی کارآمد نیست. در نتیجه، باید قویاً از این امر حمایت کرد که تمام سطوح رهبری در طول فرآیند به طور مداوم درگیر شوند.

استفاده از رویکرد تیمی کمک می‌کند تا اطمینان حاصل شود که تدوین و اجرای استراتژی به احتمال زیاد فرآیندهای افزایشی هستند که از قابلیت‌های موجود برای ایجاد جهت گیری استراتژیک فعلی استفاده می‌شود. بنابراین، تصمیم گیری در مورد تعداد کمی از مناطق با دقت انتخاب شده برای توسعه و اجرای تغییرات استراتژیک معمولا موثرتر از تلاش برای ایجاد تغییرات گسترده است. ماهیت تفکر استراتژیک مبتنی بر تیم شامل ایجاد گزینه‌های متعدد برای تحقق چشم انداز و مجموعه‌ای از پاسخ‌های عملی برای مقابله با محیط همیشه در حال تغییر و رویدادهای غیرمنتظره است.

توسعه مجموعه‌ای از گزینه‌های استراتژی، حتی اگر چندین گزینه برای اجرای فعلی انتخاب نشده باشند، می‌تواند به عنوان برنامه‌ریزی احتمالی عملی تلقی شود. استفاده از رویکرد تیمی نه تنها تعداد گزینه‌های ممکن را افزایش می‌دهد، بلکه سطح تعهد و تلاش اعضای تیم مسئول مدیریت استراتژیک را نیز افزایش می‌دهد.

4- عدم استفاده از مجموعه متعادلی از معیارهای عملکرد برای نظارت بر اجرا و انجام اصلاحات در اواسط دوره

در بسیاری از سازمان‌ها، اجرای یک برنامه استراتژیک اغلب منجر به شکاف می‌شود، یعنی شکافی بین استراتژی‌هایی که از بالای سازمان می‌آیند و سطح درک کارکنان از نحوه مشارکت فعالیت‌های روزانه‌شان در دستیابی به چشم‌انداز این شکاف ظاهر می‌شود. به این دلیل که یک برنامه استراتژیک طبیعتاً مجموعه‌ای از اهداف بلندمدت است، در حالی که بیشتر مدیران برای سنجش پیشرفت خود با استفاده از اقدامات کوتاه مدت آموزش دیده اند.

معیارهای ارزیابی کوتاه مدت اغلب منحصراً بر عملکرد مالی متمرکز هستند. معیارهای مالی اغلب بر مدیریت دارایی‌های فیزیکی و مالی تمرکز دارند. با این حال، پاداش‌های رقابتی امروزی به سازمان‌هایی تعلق می‌گیرد که دارایی‌های فکری خود را به بهترین شکل مدیریت می‌کنند. با استفاده از یک رویکرد متعادل‌تر برای اندازه گیری عملکرد، این سازمان‌ها معیارهای مالی سنتی را با معیارهایی تکمیل می‌کنند که عملکرد را از سه منظر دیگر اندازه گیری می‌کنند. مشتری، عملیات داخلی، یادگیری و رشد اغلب نادیده گرفته می‌شوند.

مطالعه بیشتر: مزیت‌های انعطاف پذیری استراتژیک چیست ؟

ایجاد یک برنامه استراتژیک موفق

اصول تدوین یک استراتژی موفق

 در ادامه به چند نکته برای ایجاد یک برنامه استراتژیک موفق اشاره شده است.

با دید خود شروع کنید

برای ایجاد یک برنامه استراتژیک قبل از اینکه یک کلمه در مورد استراتژی خود یادداشت کنید، باید ارزیابی کنید که چشم انداز گسترده‌تر سازمان شما چیست. می‌خواهید در آینده کجا باشد و برای رسیدن به آن چه اقداماتی باید انجام دهید؟ هدف سازمان خود را در هر دو حوزه شرکتی و اجتماعی در نظر بگیرید و اینکه چگونه چشم انداز شما به تحقق آن کمک می‌کند.

با شروع با این مفاهیم، گسترده ترمی توانید به جزئیات برنامه استراتژیک خود، مانند اهداف، تاکتیک‌ها محدود شوید.

یک بازه زمانی مشخص کنید

در مورد یک چارچوب زمانی مشخص تصمیم بگیرید که در آن می‌خواهید استراتژی خود را محقق کنید، خواه یک، پنج یا ده سال باشد. داشتن یک بازه زمانی برای کار به شما کمک می‌کند معیارهای مشخصی را تعیین کنید تا بتوانید پیشرفت خود را با آن اندازه گیری کنید. به عنوان مثال، افزایش سهم بازار به میزان 40 درصد در عرض سه سال به شما یک هدف روشن می‌دهد که می‌توانید در طول زمان به سمت آن کار کنید و آن را دنبال کنید.

سازگار باشد

مهم است که به یاد داشته باشید که یک برنامه استراتژیک، حتی زمانی که تکمیل شده است، تمام نمی‌شود. به طور کلی یک سند "زنده" است که باید با زمان تغییر کند و با شرایط جدید سازگار شود. برای فعال کردن این کار، باید به همه افراد سازمان خود اجازه دهید از طریق یک سیستم نقشه برداری استراتژی واضح به استراتژی شما دسترسی داشته باشند. با استفاده از قدرت نرم افزار استراتژی کسب و کار، می‌توانید استراتژی خود را همیشه در سراسر شرکت خود به اشتراک بگذارید و اجازه دهید در صورت نیاز آن را بررسی کنند.

مطالعه بیشتر: مدیریت عملکرد سازمانی

آیا زمان آن رسیده است که برنامه استراتژیک سازمان‌ها را مجددا ابداع کنیم؟

برنامه ریزی استراتژیک

هدف برنامه‌ استراتژیک، آماده‌سازی برای رویدادهای آتی است به طوریکه اجرای آن برای موفقیت بلندمدت هر سازمانی ضروری است. در این بین برخی از سازمان‌ها اجرای این مسئولیت را به طور دقیق پیاده‌سازی و اجرا می‌کنند. این سازمان‌ها هر مرحله از فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک را به طور حرفه‌ای و کامل اجرا می‌کنند که شامل تدوین برنامه‌ها، اجرای شایسته آن‌ها و پیگیری پیشرفت آن‌ها می‌باشد. از جمله این سازمان‌ها، نهادها و سازمان‌های دولتی می‌باشند.

بسیاری از سازمان‌های دیگر سطح پایین‌تری از برنامه استراتژیک را پیاده‌سازی می‌کنند: جمع‌آوردی داده در آن‌ها محدودتر است، ارزیابی محیطی با دقت کمتری انجام می‌شود، استراتژی‌سازی با چشم‌انداز روشنی هدایت نمی‌شود، اجرا و پیاده‌سازی آن ضعیف است و در برخی موارد به مرحله پیاده‌سازی نمی‌رسد و هیچگونه پیگیری و سنجش پیشرفت صورت نمی‌گیرد. سایر سازمان‌ها نیز توجه متمرکزی به بعد برنامه‌ریزی استراتژیک کسب و کار خود ندارند. این سازمان‌ها به علت عدم وجود منابع کافی و یا عدم آگاهی از منافع پیاده‌سازی برنامه‌ریزی استراتژیک، صرفا بر روی عملیات جاری خود متمرکز هستند. 

این درحالی است که حتی بهترین سازمان‌ها در پیاده‌سازی برنامه‌ استراتژیک دارای نقاط ضعف قابل توجهی هستند. در ادامه برخی از نقاط ضعف برنامه‌ استراتژیک سنتی بررسی می‌شود:

  • برنامه‌ استراتژیک اغلب یک رویداد سالانه و یا دوبار در سال است که همواره نمی‌تواند تغییرات ناگهانی بازار (مانند کویید19) را در نظر بگیرد. این در حالی است که رویدادهایی که بر استراتژی تاثیرگذار می‌گذارند، به طور مداوم در حال تغییر هستند و انتظار تا سال بعد برای اعمال آن‌ها دیر خواهد بود، و منجر به خسارت‌های جبران‎‌ناپذیر می‌شود.
  • برنامه‌ریزی به ندرت پاسخگوی شرایط رقابتی بازار است.
  • فرآیند برنامه‌ریزی توسط داده‌های ناکافی که ناقص، نادرست و مغرضانه هستند پشتیبانی می‌شود. و در نتیجه منجر به برنامه‌های استراتژیک نادرست می‌شود که به طور بالقوه برای سازمان مضر هستند.

استدلالی که منجر به تصمیمات استراتژیک می‌شود، مبتنی بر شهود و تجربه اجرایی است. و در نتیجه تصمیمات استراتژیک اغلب غیرعلمی و نادرست هستند.

پس از انتخاب استراتژی‌ها آغاز اجرای آنها، پیشرفت به ندرت نظارت می‌شود.

به منظور غلبه بر نقاط ضعف فوق؛ برخی از شرکت‌های مطرح و شناخته شده بین‌المللی از یک سیستم مبتنی بر ابر استفاده می‌کنند که از هوش مصنوعی، اتوماسیون فرآیند روباتیک (RPA)، یادگیری ماشین و پردازش زبان طبیعی (NLP) برای خودکارسازی کل فرآیند برنامه‌ استراتژیک استفاده می‌کنند. در این رویکرد داده‌ها از چندین منبع داخلی و خارجی جمع‌آوری و پردازش می‌شوند. الگوها، روندها و روابط متقابل شناسایی می‌شوند و در نتیجه گزارش مورد نظر را ارائه می‌نمایند.

انتظار می‌رود مدیریت داده محور نه تنها نقشه‌ها و طرح‌هایی از عملیات یا شرایط بازار ارائه کند، بلکه تصویری از واقعیت حال و آینده نیز ارائه نماید. بکارگیری این روش رویکردهایی را برای برنامه‌ استراتژیک شرکت در کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت با دستاوردهای زیر ارائه می‌کند:

  • فرآیند برنامه‌ استراتژیک می‌تواند معیارهای تاثیرگذار بیشتری را در نظر بگیرد.
  • سوگیری و خطای انسانی تا حد زیادی کاهش می‌یابد. از اینرو، نتایج منطقی‌تری از داده‌های جمع آوری شده استخراج خواهد شد.
  • فرآیند برنامه‌ریزی استراتژیک می‌تواند از حجم بسیار بیشتری از داده‌های مرتبط استفاده نماید به طوریکه دقت نیز افزایش ‌می‌یابد. بنابراین نتایج برنامه‌ریزی استراتژیک بر مبنای شواهد علمی بیشتری خواهد بود.
  • تصمیمات استراتژیک را می‌توان در هر زمانی (24 ساعت در هفت روز هفته) اتخاذ نمود.
  • اعتبار مفروضاتی که برنامه‌ها توسط آن‌ها اتخاذ می‌شوند مرتبا بررسی و بازبینی می‌شوند.
  • اجرا و عملکرد برنامه‌ها به طور منظم نظارت می‌شود.

مطالعه بیشتر: استراتژی تمایز به چه معناست و چه زمان‌هایی کاربرد دارد؟

 

عدم قطعیت‌ها ابزاری برای رشد و تعالی فردی و سازمانی

به‌رغم چالش‌هایی که در دوره‌های طولانی بی‌ثباتی وجود دارد، همین دوره‌ها نیز در نوع خود فرصت‌های بی‌نظیری برای برنامه‌ریزی استراتژیک‌ فراهم می‌آورند. کنترل و پیش‌بینی کامل همیشه یک توهم است و وقتی شرایط این توهم را از بین می‌برد، می‌تواند ذهن ما را به راه‌های بسیار زیادی که پیش رو داریم بازکند. 
این پنج استراتژی می‌تواند به هر کس کمک کند تا از دوره بی‌ثباتی برای خلق مجدد استراتژی حرفه‌ای خود بهره ببرد:
عدم قطعیت و خلق مجدد استراتژی


۱- محدوده وسیعی از گزینه‌ها را مورد بررسی قرار دهید، حتی موارد غیرقابل تصور

در دوره بی‌ثباتی هر اتفاقی ممکن است پیش بیاید. وسعت نتایج ممکن، می‌تواند گیج کننده باشد، اما اگر بتوانیم آنها را از لحاظ فکری درک کنیم، باز هم از مواجهه با بدترین سناریوها اجتناب می‌کنیم. اگر با صراحت و شجاعت به غیرقابل تصورترین نتایج اجتماعی فکر کنید، باعث می‌شود ترس شما از آن نتایج کمتر شود و این امکان را به شما می‌دهد که با شفافیت بیشتری به گزینه‌های خود فکر کرده و به طور موثرتری برنامه‌ریزی داشته باشید.

اگر به دنبال کار هستید، فقط به دنبال برنامه‌ریزی سناریوهای محتمل نباشید بلکه طوری برنامه‌ریزی کنید که در آن دو برابر زمانی که انتظار دارید بیکار خواهید بود و همسرتان نیز شغل خود را از دست داده است.


۲- بهترین آینده خود را تصور کنید

البته برنامه‌ریزی استراتژیک تنها تصورکردن بدترین شرایط ممکن نیست. در نظر گرفتن ایده‌ها و فرصت‌هایی که ممکن است قبلا هرگز برای شما پیش نیامده باشد به همان اندازه مهم است.

فرضیاتی که در مورد خود می‌گیرید را به چالش بکشید؛ مواردی از قبیل من قبلا هرگز چنین کاری را امتحان نکرده‌ام، پس کاندیدای خوبی نخواهم بود یا من برای پست مدیریت گزینه مناسبی نیستم. به روش‌های مختلفی فکر کنید که می‌توانید از مهارت‌های خود استفاده کنید و احساسات خود را برآورده سازید، چه در محل کار و چه جنبه‌های دیگر زندگی‌تان. آیا کارکردن سه روز در هفته به شما فرصت بیشتری برای نگهداری از والدین یا فعالیت‌های اقتصادی می‌دهد؟ هر چه بیشتر در مورد گزینه‌های خود فکر کنید، در صورت ایجاد فرصت، آمادگی بیشتری برای فعالیت در آن حوزه خواهید داشت.

مطالعه بیشتر: مدیریت راهبردی| تعریف، هدف و مثال


۳- قابلیت‌های مربوط به آینده‌تان را بسازید

در شرایط عادی، بهتر است شغلی که دوست داریم را شناسایی کنیم و بعد برای کسب مهارت‌های لازم جهت به دست آوردن آن شغل تلاش ‌کنیم. اما در دوره بی‌ثباتی شدید، این رویکرد می‌تواند خطرناک باشد. چراکه ممکن است شرکت یا حتی بخشی که روی آن تمرکز کرده‌اید با اختلالات غیرمنتظره روبه‌رو شود. در عوض پیشنهاد ما این است که از رویکرد اول مهارت استفاده کنید.

مهارت‌هایی را که برای رشد و رسیدن به اهداف بلند شخصی و شغلی خود نیاز دارید را شناسایی کنید و بعد تعیین کنید که کدام مشاغل برای این مهارت‌ها مناسب هستند. برای شناسایی و توسعه مهارت‌های جدید راهکارهای زیر توصیه می‌شوند:

  • موقعیت‌هایی را برای تمرین‌ مهارت‌های جدید در شغل فعلی خود پیدا کنید.
  • به دنبال برنامه‌ها و دوره‌های آنلاین باشید.
  • به افرادی که می‌توانید از طریق مشاوره رسمی یا غیررسمی از آنها یاد بگیرید مراجعه کنید.


۴- از کم شروع کنید

برای عبور از دوره فلج‌کننده بی‌ثباتی، بر آنچه می‌توانید در کوتاه مدت تغییر دهید تمرکز کنید. اگر کارهایتان باعث ایجاد رعب و وحشت در شما می‌شوند، سعی کنید آنها را به کارهای فرعی کنترل‌پذیرتر تبدیل کنید. نوشتن یک کتاب ممکن است بسیار مشکل به نظر برسد اما تهیه یک طرح کلی سطح بالا می‌تواند در یک بعدازظهر انجام شود. اگر نمی‌دانید چه کاری را در اولویت قرار دهید با یکسری اقدامات «پشیمان نخواهم شد» شروع کنید یعنی اقداماتی که صرف‌نظر از تغییر شرایط مفید خواهند بود. 


۵- نسبت به آنچه باید پشت‌سر بگذارید بی‌باک باشید

انسان‌ها طوری برنامه‌ریزی شده‌اند که از بی‌ثباتی اجتناب کنند، اما هر چقدر هم که تلاش کنید، از آن راه گریزی نیست در عوض بهتر است بی‌ثباتی را فرصتی برای رشد بدانید، خواه این به معنای کسب مهارت‌های جدید، شغل جدید یا یک حرفه کاملا جدید باشد. هیچ پاسخ ساده‌ای برای آن وجود ندارد، اما با استراتژی‌های ذکر شده در بالا، شما ابزار لازم را برای رویارویی با هر آنچه آینده برای شما به ارمغان بیاورد در اختیار دارید.

 

تفاوت برنامه استراتژیک و عملیاتی

تفاوت برنامه استراتژیک و عملیاتی چیست؟ اگر شما یک مدیر در سمت بالا هستید، ممکن است مسئول انتخاب فرآیند برنامه ریزی برای یک سازمان یا بخش باشید. بسته به نیازهای کسب و کار و سبک رهبری خود می‌توانید بین برنامه ریزی عملیاتی و برنامه ریزی استراتژیک تصمیم بگیرید. درک تفاوت‌ بین برنامه استراتژیک و عملیاتی ممکن است به شما کمک کند، گزینه‌ای را انتخاب کنید که برای تیم و اهداف شما مناسب باشد. در این مقاله به تعریف برنامه ریزی عملیاتی و استراتژیک می‌پردازیم، تفاوت برنامه استراتژیک و عملیاتی شناسایی می‌کنیم و نمونه‌هایی از هر برنامه را ارائه می‌دهیم.

مطالعه بیشتر:  اصول تدوین برنامه استراتژیک


برنامه عملیاتی چیست؟

قبل از اینکه به تفاوت برنامه استراتژیک و عملیاتی بپردازیم به تعریف جداگانه هر کدام خواهیم پرداخت. برنامه عملیاتی فرآیند ایجاد یک برنامه دقیق و کوتاه مدت برای عملیات تجاری است. اینکه چقدر برای عملیات خود برنامه ریزی می‌کنید به نیازهای کسب و کار شما بستگی دارد، اما بسیاری از مدیران تصمیم می‌گیرند یک سال قبل برنامه ریزی کنند. شما می‌توانید از این برنامه‌ها برای تعیین انجام وظایف هر هفته بخش خود، رهبری هر پروژه خاص و از منابع برای تکمیل پروژه‌های خود استفاده کنید.

توسعه یک برنامه عملیاتی اغلب برای موفقیت کسب و کار بسیار مهم است، زیرا به هر یک از کارکنان کمک می‌کند که مسئولیت‌های متمایز خود را درک کنند، در طی مدت زمان مشخص وظایف خود را تکمیل و نحوه اقدامات آن‌ها به اهداف بلندمدت تجارت کمک می‌کند.

مطالعه بیشتر:  انعطاف پذیری استراتژیک به چه معناست ؟


برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

در ابتدای مقاله اشاره مختصری به تفاوت برنامه استراتژیک و عملیاتی کردیم. برنامه ریزی استراتژیک فرآیند تصمیم گیری در مورد اهداف بلند مدت برای کسب و کار و شناسایی اقداماتی است که می‌توان برای رسیدن به آن‌ها انجام داد. این به معنای تعیین وضعیت فعلی و تصمیم گیری در مورد موفقیت کسب و کار و شناسایی پروژه‌های خاصی است که می‌توان برای رسیدن به اهداف خود تکمیل کنید. اهدافی که در طول برنامه ریزی استراتژیک انتخاب می‌کنید، نشان می‌دهد که برنامه‌های عملیاتی شما ممکن است برای هر سال چگونه باشد. بسته به دقت تحقیق خود، می‌توانید یک برنامه استراتژیک ایجاد کنید که پنج سال آینده را مشخص کند.

مطالعه بیشتر: مدیریت استراتژیک به چه معناست ؟

برنامه ریزی استراتژیک چیست؟


تفاوت بین برنامه‌های استراتژیک و عملیاتی چیست؟

اصلی‌ترین تفاوت برنامه‌ استراتژیک و عملیاتی در این است که برنامه استراتژیک برای کمک به سازمان در دستیابی به چشم انداز بلندمدت خود تدوین می‌شود. در حالی که برنامه‌های عملیاتی شامل فرآیند تصمیم‌گیری برای دستیابی به اهداف تاکتیکی کسب ‌و کار است، یا  فرآیند تعریف فعالیت‌های روزانه شرکت‌ها در سطح استراتژیک است.

یک برنامه استراتژیک رسالت، اهداف کلیدی و چشم انداز شرکت شما را برای 3 تا 5 سال آینده مشخص می‌کند. اهداف این دو روش باهم متفاوت هستند.

یکی دیگر از تفاوت برنامه‌ استراتژیک و عملیاتی اهداف آن هاست. هدف برنامه استراتژیک بر روی دستیابی به چشم انداز و اهداف شرکت متمرکز است. اما برنامه عملیاتی بر انجام وظایف معمول شرکت به منظور دستیابی به اهداف استراتژیک آن تاکید دارد. یک برنامه عملیاتی نیز برنامه کاری نامیده می‌شود.

زمان برنامه یکی دیگر از تفاوت برنامه‌ استراتژیک و عملیاتی است. معمولا برنامه ریزی برای سال آینده انجام می‌شود. برنامه عملیاتی در مورد چه چیزی، چه کسی، چه زمانی و چه تعداد پرس و جو در مورد فعالیت‌های هفتگی یا روزانه صحبت می‌کند.


مقایسه جدولی تفاوت برنامه استراتژیک و عملیاتی

پارامترهای مقایسه برنامه استراتژیک برنامه عملیاتی
 نوع طرح  رویکرد در برنامه ریزی استراتژیک برون گرا است.  رویکرد در برنامه ریزی عملیاتی درونگرا است.
 تغییرات  این نوع برنامه ریزی بیشتر طول می‌کشد.  استراتژی معمولاً هر سال بر اساس نیاز تغییر می‌کند.
 معنی و مفهوم  این برنامه ریزی برای تحقق رویای شرکت است.  این روش انتخاب کاری است که ممکن است از قبل انجام شود. برنامه عملیاتی تلاش می‌کند تا اهداف تاکتیکی شرکت را برآورده کند.
 ارائه شده توسط  برنامه ریزی استراتژیک توسط مدیریت سطح بالا انجام می‌شود.  مدیریت در سطح متوسط.
 دوره زمانی  برنامه ریزی بلند مدت است.  برنامه ریزی کوتاه مدت است.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در ادامه با ذکر مثال برای هر برنامه درک تفاوت برنامه استراتژیک و عملیاتی را برای شما آسان کرده ایم.

مطالعه بیشتر بررسی مهمترین شاخص‌های استراتژیک

دستاوردها

برنامه استراتژیک در مقابله با موج تغییرات می‌تواند با شناسایی به موقع آن‌ها، پاسخگویی به فرصت‌ها و تهدیدهای در حال ظهور را ساده‌تر نماید. می‌توان گفت با استقرار نظام مدیریت استراتژیک به طور اصولی، شما می‌توانید تغییرات مثبت و دستاوردهای حاصل از اجرای آن را در سازمان‌تان به صورت محسوس درک نمایید که برخی از آن‌ها عبارتند از:

  • بهبود کیفیت تصمیمات مدیریتی در شرایط در حال تغییر محیط داخلی و خارجی سازمان
  • تسهیل نمودن ارتباط بین اهداف سازمانی  با برنامه‌های عملیاتی، پروژه‌ها و وظایف جاری سازمان.
  • پایش تحقق اهداف سازمانی و شناسایی علل عدم تحقق هر هدف نسبت به برنامه‌ریزی انجام شده در هر لحظه و در نظر گرفتن اقدامات جایگزین.
  • نظارت و پایش لحظه‌ای برنامه‌های عملیاتی و پروژه‌های مربوط به آن‌ها به تفکیک
  • نمایش نقش هریک از کارکنان را در تحقق اهداف سازمان که باعث افزایش انگیزه کارکنان و اجرای صحیح برنامه استراتژیک و پروژه‌ها و در نتیجه بهبود خواهد شد.

مطالعه بیشتر: آشنایی با امکانات نرم افزار مدیریت عملکرد سازمانی

 

شیوه‌های مشاوره

ما در دپارتمان مشاوره مدیریت یسناپارس، برآنیم تا بهترین راهکارهای مدیریتی مورد نیاز شما را با شیوه‌های متناسب ارائه نماییم تا بتوانید نظام مدیریت استراتژیک را به صورت اصولی در سازمان‌تان مستقر نمایید و در نهایت از مزایای استقرار این سیستم بهره‌مند شوید.

 برنامه‌ریزی ما برای ارائۀ خدمات مشاورۀ تدوین برنامه استراتژیک به دو روش ذیل پایه‌ریزی شده‌اند:

مشاوره به صورت منتورینگ (مربی‌گری):

در این روش ارائه خدمات مشاوره به نحوی است که بتوانید با شناخت کامل و علمی از موضوع و استفاده از دانش و تجربیات و توصیه‌های تیم مشاور به صورت جلسات حضوری، آنلاین و تلفنی و بهره‌گیری از مستندات آموزشی مانند کتاب، جزوه، ویدئو و ... مراحل و گام‌های استقرار نظام مذکور را در سازمان‌تان اجرا نمایید.

مشاور و مجری(تولید محتوا):

در این روش ارائه خدمات مشاوره با محوریت تولید محتوای بومی و متناسب با نیاز شما توسط تیم مشاوره انجام می‌شود و پس از آن تیم مشاور با همکاری شما، کلیه اقدامات متناسب با محتوای تولید شده را جهت جاری‌سازی سیستم تا رسیدن به نتیجه مطلوب برنامه‌ریزی و اجرا می‌نماید. خروجی این بخش تدوین برنامه استراتژیک خواهد بود که بهترین رویکرد برای مواجه با تغییرات محیطی و ریسک‌های بالقوه در فضای کسب و کار شماست.

 

فرم درخواست

در صورت تمایل به بهره مندی از خدمات تیم مشاوره یسنا پارس در استقرار نظام مدیریت عملکرد کارکنان لطفاً با تکمیل پرسشنامه و ارسال آن از طریق فرم ذیل، درخواست خود را ثبت نموده تا متعاقب آن کارشناسان ما پیشنهاد شرکت را متناسب با نیاز شما تهیه و ارسال نمایند.

 

دانلود فایل پرسشنامه درخواست تدوین و استانداردسازی شاخص­های ارزیابی


مطالب مرتبط

تماس با ما
تماس با ما
پشتیبانی
پشتیبانی
دموی محصولات
دموی محصولات