استانداردسازی داده‌ها فرآیند ایجاد استانداردها و تبدیل داده‌های گرفته شده از منابع مختلف به قالبی سازگار و مطابق با استانداردها است. بسیاری از کسب ‌و کارها با وجود اینکه به سمت ایجاد فرهنگ داده در کل سازمان حرکت می‌کنند، هنوز در درست کردن اطلاعات خود با مشکل مواجه هستند. اگر داده ‌ها از چندین منبع جمع‌آوری و در قالب ‌ها و نمایش ‌های مختلف دریافت شوند  مجموعه داده‌‌ها به شدت با مشکل مواجه می‌شوند، حتی اگر اطلاعات یکسان باشد. تیم‌ها در حین انجام عملیات معمول خود یا استخراج بینش از مجموعه داده ها، با تاخیر و اشتباه مواجه می‌شوند. چنین مشکلاتی کسب ‌و کارها را مجبور می‌کند تا مکانیزم استانداردسازی را معرفی کنند که تضمین می‌کند داده‌ها در یک دید منسجم و یکسان در سراسر سازمان وجود دارند.
به راحتی می‌توان فکر کرد که همکاری و سازگاری در محیط کار بین کارمندان و کارفرمایان از عناصر ثابتی است. شکی نیست که با هم کنار می‌آیند. بالاخره همه آن‌ها بهترین‌ها را برای شرکت می‌خواهند. با این حال، ما باید این واقعیت را بپذیریم که اغلب، روابط در محل کار با اصطکاک مواجه می‌شود. گاهی اوقات، کارمندان احساس می‌کنند که به رسمیت شناخته نمی‌شوند، در حالی که دیگران فکر می‌کنند که رئیس با سایر کارمندان دوستانه‌تر است. گاهی اوقات، برخی فقط می‌خواهند وظایف خود را انجام دهند و به خانه بروند.
اسکرام در مدیریت پروژه یکی از محبوب‌ترین چارچوب‌های چابکی است که امروزه مورد استفاده قرار می‌گیرد و به درستی نیز از آن برای توسعه محصولات و سیستم‌های پیچیده استفاده می‌شود. نام اسکرام در اصل یک اصطلاح راگبی است. اسکرام مانند یک تیم راگبی است. تیم راگبی مجموعه‌ای از بازیکنان است که تلاش می‌کنند توپ را به دست آورند. در زمینه مدیریت پروژه، "اسکرام" به جلسات کوتاهی اطلاق می‌شود که در آن اعضای تیم گرد هم می‌آیند تا در مورد موفقیت‌های خود در رابطه با یک پروژه صحبت کنند، تا چه حد پیشرفت کرده اند، مراحل بعدی چیست و چالش‌های آینده را پیش بینی می‌کنند. جلسات کوتاه و متمرکز هستند و منجر به تحویل سریع محصول می‌شود که از کیفیت بالاتری برخوردار است. این مقاله مروری بر اسکرام در مدیریت پروژه و کاربرد آن ارائه می‌دهد.
هزینه غرق ‌شده در مدیریت پروژه (sunk cost) که گاهی اوقات هزینه گذشته ‌نگر نامیده می‌‌شود، به سرمایه‌ گذاری ‌هایی اشاره دارد که قبلاً انجام شده و قابل بازیابی نیست. نمونه‌هایی از هزینه‌های غرق شده در کسب و کار شامل بازاریابی، تحقیق، نصب یا تجهیزات نرم افزار جدید، حقوق و مزایا، یا هزینه‌های تسهیلات می‌باشد. در مقابل، هزینه‌های فرصت نشان دهنده سود از دست رفته از منابعی است که در جای دیگری سرمایه گذاری شده اند. به گفته اقتصاددانان، از نظر تئوری نباید در هنگام تصمیم گیری در آینده، هزینه‌های غرق شده را در نظر گرفت. اما در واقعیت، هزینه‌های غرق شده می‌توانند و اغلب تاثیر زیادی بر انتخاب ‌های آینده داشته باشند. در این مطلب به تعریف هزینه غرق شده در مدیریت پروژه و به انواع آن خواهیم پرداخت.
آینده نگری استراتژیک، به عنوان مطالعات آینده شناخته می‌شود، رشته‌ای است که سازمان‌ها برای جمع آوری و پردازش اطلاعات در مورد محیط عملیاتی آینده خود از آن استفاده می‌کنند. این اطلاعات می‌تواند شامل روندها و تحولات در محیط‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فنی و قانونی آن‌ها باشد. رهبران آینده‌ نگر که عمل‌گرایی و خوش‌بینی را تمرین و رویدادهای آینده را تصور می‌کنند، تیم‌‌هایی با عملکرد بالاتر دارند. رهبران آینده نگر را با آینده نگاری استراتژیک ترکیب کنید، نتیجه آن این است که کسب و کار شما و مردم در صدر قرار می‌گیرند.
روش مسیر بحرانی در مدیریت پروژه، تکنیکی است که به شما امکان می‌دهد وظایفی را که برای تکمیل پروژه ضروری هستند شناسایی کنید. ایجاد یک نقشه راه در پروژه می‌تواند به شما کمک کند تا آنچه را که برای رسیدن به هدف نهایی خود باید انجام دهید، تجسم کنید.
هدف گذاری استراتژیک به کسب و کار شما کمک می‌کند که تیم به طور منسجم در مسیر درست حرکت کند.
نمودار گانت یک ابزار مدیریت پروژه است که به برنامه ریزی، زمان بندی و نظارت بر پروژه کمک می‌کند. استفاده از این نمودار می‌تواند برنامه ریزی و زمان بندی، همکاری از راه دور، تخصیص منابع و تفویض وظایف را بهبود بخشد. نمودار گانت تمام اطلاعات را به صورت بصری از طریق یک نمودار میله‌ای افقی نشان می‌دهد. مدیران پروژه و اعضای تیم می‌توانند تنها با نگاهی به نمودار، زمان بندی وظایف، وابستگی‌ها و پیشرفت را مشاهده کنند. برنامه ریزی برای همه کارها از قبل و قابل مشاهده کردن آن‌ها در یک مکان، تیم‌ها را قادر می‌سازد تا به موقع وظایف خود را انجام دهند.
تفاوت تدوین و اجرای استراتژی در چیست؟ همان طور که در مقالات قبلی اشاره شد دو مورد از حیاتی‌ترین مراحل یک فرآیند مدیریت استراتژیک، تدوین استراتژی و اجرای استراتژی است. در تدوین استراتژی، استراتژی‌های مختلفی تدوین می‌شود و سپس مناسب‌ترین آن انتخاب می‌شود تا بتوان به اهداف و مقاصد سازمان دست یافت. از سوی دیگر، زمانی که استراتژی عملاً به مرحله اجرا در می‌آید، این فرآیند به عنوان اجرای استراتژی شناخته می‌شود. به عبارت دیگر، تدوین استراتژی مربوط به توسعه برنامه‌ها است، در حالی که اجرای استراتژی مربوط به کاربرد آن برنامه‌ها است. وقتی تدوین استراتژی موفقیت آمیز است، به این معنی نیست که اجرای استراتژی موفقیت آمیز خواهد بود. زیرا این دو از یکدیگر متمایز هستند. در این مقاله، به تفاوت تدوین و اجرای استراتژی و تفصیل این دو اصطلاح پرداخته ایم.
پیمایش به بالا

فرم درخواست دمو نقش نرم‌افزار در فرایند اجرای استراتژیک

برای دریافت دموی محصولات یسناپارس، لطفا فرم زیر را تکمیل نمائید.