برای سالیان متمادی، تدوین یک استراتژی "برنده" کلید موفقیت سازمانها در دنیای پر رمز و راز رقابت محسوب می‌شد. تاکید بر استراتژی و چشم انداز موجب شکل گیری این عقیده غلط شده بود که" همه آنچه که برای موفقیت لازم است یک استراتژی صحیح است" اما در تحقیقی که در سال 1982 انجام شد و نتایج آن در مجله Fortuneمنتشر گردید، مشخص شد که فقط 10 درصد از استراتژی‌هایی که به خوبی فرموله شده بودند، در عمل با موفقیت پیاده می‌شدند. در واقع می‌توان گفت مساله مهم‌تر در فرآیند مدیریت استراتژیک، موضوع پیاده سازی (اجرای) استراتژی است. در سال 1999 مجله  Fortune طی مقاله‌ای ادعا کرد که 70 درصد دلیل شکست مدیران ارشد اجرایی در آمریکا، نه به خاطر ضعف آنها در فرموله کردن استراتژی بلکه به دلیل عدم توفیق آنها در پیاده سازی استراتژی‌هایشان بوده است. بر خلاف آماری که در بالا به آنها اشاره شد، تعداد زیادی از کاربران اولیه BSC، توانستند استراتژی‌های خود را به شکل موثری اجرا نمایند و طی زمان یک تا دو ساله به نتایج مثبتی در این زمینه دست پیدا کنند. در واقع، سازمانهای موفق از  BSCبرای ایجاد سازمان استراتژی محور استفاده می‌کردند.
تفاوت ارزیابی عملکرد با مدیریت عملکرد چیست؟ اگرچه مدیریت عملکرد و ارزیابی عملکرد اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما در واقع اصطلاحات مختلفی هستند که نقش‌های متفاوتی در ردیابی و افزایش نمودار موفقیت هر شرکت یا سازمان ایفا می‌کنند. ارزیابی عملکرد کارکنان فرآیند ارزشمندی است که با اجرای آن کارکنان می‌توانند بازخورد مناسبی را در جهت بهبود عملکرد و تصحیح رفتار شغلی خود در سازمان دریافت نمایند و ضمن تصحیح اشتباهات و رفع نارسایی‌ها تخصص خود را تکامل بخشند. از سوی دیگر مدیریت عملکرد نیز با یاری جستن از ارزیابی عملکرد درصدد است، بین اهداف سازمان از طریق بازخورد از عملکرد فرد و جمع آوری اطلاعات به سازمان با ایجاد یکپارچگی و اثربخش کردن استراتژی، سازمان را رهبری و هدایت کند.در ادامه به تعریف و مفهوم هر کدام به صورت جداگانه خواهیم پرداخت و تفاوت ارزیابی عملکرد با مدیریت عملکرد را اشاره خواهیم کرد.
چرخه مدیریت عملکرد کارکنان چیست؟ با مراحل، اهداف، فرآیند مدیریت عملکرد کارکنان و نقش آن در بهبود بهره‌وری و توسعه منابع انسانی آشنا شوید.
منشور پروژه (PC )سندی است که توسط آغازکننده یا حامی پروژه تهیه شده و به طور رسمی موجودیت پروژه را اعلام می‌کند و به مدیر پروژه اختیاراتی مانند استفاده از منابع سازمان را می‌دهد. این سند به مدیر پروژه اجازه می‌دهد تا قدرت خود را در اختیار شما قرار دهد و به افراد و ذینفعان پروژه، لزوم و فواید کلی تعریف پروژه، مدت زمان مورد نیاز تا اتمام پروژه، هزینه‌ها و منابع مورد نیاز آن را توضیح دهد.
ساختار سازمانی بخش‌هایی از یک سازمان را همسو و به هم مرتبط می‌کند، بنابراین سازمان می‌تواند به حداکثر عملکرد خود دست یابد. ساختار انتخاب شده بر موفقیت سازمان در اجرای استراتژی و اهداف آن تأثیر گذار است. رهبر یک سازمان باید ویژگی‌ها، مزایا و محدودیت‌های ساختارهای مختلف سازمانی را برای کمک به این همسویی استراتژیک درک کند.  چیدمان افراد در یک سازمان به صورت سلسله مراتبی و بر اساس میزان نفوذ و قدرت، نحوه ارتباطات و همچنین حقوق و وظایف آنان، ساختار سازمانی را شکل می‌دهد. در یک ساختار سازمانی، چگونگی انجام نقش‌ها و مسئولیت‌ها مشخص شده، کنترل و هماهنگی‌های لازم جهت بهترین عملکرد و نحوه جریان اطلاعات بین سطوح مختلف مدیریت تعیین می‌گردد.در ادامه به انواع ساختار سازمانی، تغییر ساختار، انواع تغییرات سازمان، اهمیت آن و... پرداخته ایم.
برای نخستین بار به سال 1954 پیتر دراکراصطلاح «مدیریت بر مبنای هدف و نتیجه» را در یکی از کتاب‌های خود به کار برد و بر آن اساس سیستم مدیریت تاکید نمود. او در این باره می‌نویسد:
مهم‌ترین دلیل نیاز سازمان ها به تدوین برنامه عملیاتی این است که به کارکنان کمک می‌کند تا اهداف شرکت را درک کنند.
برنامه ریزی پروژه موفقیت پروژه و تحویل به موقع را تضمین می‌کند که یک عملکرد بسیار مهم در هر سازمان فنی است. تلاش برای رسیدن به یک برنامه کامل به افزایش احتمال رضایت مشتریان و اعتماد آن‌ها به سازمان برای سرمایه گذاری‌های آتی کمک می‌کند. این مهم‌ترین گام در کاهش ریسک و شکست پروژه است. از این گذشته، اگر اجرا در نهایت با شکست مواجه شود، هیچ کس برای یک ایده درخشان امتیاز نمی‌گیرد.
تدوین برنامه راهبردی، فرآیندی تحلیلی برای انتخاب بهترین مسیر اقدام به منظور دستیابی به اهداف سازمانی است.
پیمایش به بالا

فرم درخواست دمو 7 دلیل برای اینکه صاحبان مشاغل باید بر تجزیه و تحلیل کلان داده تمرکز کنند

برای دریافت دموی محصولات یسناپارس، لطفا فرم زیر را تکمیل نمائید.